ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : دامغاني )

50

الأخبار الطوال ( فارسي )

رستم پهلوان كارگزار گشتاسپ بر سيستان [ 38 ] و خراسان بود ، رستم مردى جبار و داراى قامت بسيار كشيده و تناور و سخت نيرومند و از نسل كيقباد بود و چون خبر مجوسى شدن گشتاسپ را شنيد كه دين پدران خويش را رها كرده است از اين موضوع سخت خشمگين شد و گفت آيين پدران ما را كه پدران از پيشينيان به ارث برده بودند رها كرد و به آيين تازه اى گرويد ؟ ! و مردم سيستان را جمع كرد و براى آنان خلع گشتاسپ را از سلطنت كارى پسنديده وانمود و آنان سركشى نسبت به گشتاسپ را آشكار كردند . گشتاسپ پسر خود اسفنديار را خواست كه نيرومندتر روزگار خود بود و به او گفت اى پسرك من به زودى پادشاهى به تو خواهد رسيد و كارهاى تو رو به راه نخواهد شد مگر به كشتن رستم و سختى و نيرومندى او را خود دانسته اى هر كه را از سپاهيان دوست دارى برگزين و بسوى او برو و تو هم در نيرومندى و پايدارى مانند اويى . اسفنديار از سپاهيان پدر دوازده هزار تن كه همگان از پهلوانان ايران بودند برگزيد و بسوى رستم حركت كرد و رستم هم بسوى او آمد و در سرزمينهاى ميان سيستان و خراسان روياروى شدند ، اسفنديار از رستم خواست دو سپاه را از درگيرى معاف دارند و آن دو با يك ديگر جنگ تن به تن كنند و هر يك ديگرى را كشت بر لشكر او فرمانده شود ، رستم هم بر اين راضى شد و يك ديگر را سوگند دادند و پيمان گرفتند و دو لشكر ايستادند و آن دو براى جنگ بسوى يك ديگر رفتند و ميان دو صف به نبرد پرداختند و ايرانيان در اين مورد سخنان بسيار گفته‌اند و رستم اسفنديار را كشت و لشكريان او پيش پدرش گشتاسپ برگشتند و مصيبت مرگ فرزندش را به اطلاع او رساندند اندوهى سخت او را فروگرفت و از آن بيمار شد و درگذشت و پادشاهى را به پسر اسفنديار بهمن واگذاشت . گويند و چون رستم به محل اقامت خود در سيستان برگشت چيزى نگذشت كه هلاك شد .

--> 38 - سيستان : منطقه گسترده اى كه فاصله ميان آن و هرات هشتاد فرسنگ و سرزمينهايش ريگزار و شهر بزرگ آن زرنج است و همواره باد مىوزد و هم اكنون ميان افغانستان و ايران قرار دارد و مركز آن نصرت آباد است ، رستم پهلوان داستانى ايران در آن منطقه مىزيسته است ابو حاتم سجستانى منسوب بان است .